3 Mar 2011 - - سخی زاده -
اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است
جانمازم نمره...!
خوب ميفهمم سهم آينده من بيكاريست
من نميدانم كه چرا ميگويند مرد تاجر خوب است و مهندس بيكار
و چرا در وسط سفره ما مدرك نيست.!
"جور ديگر بايد ديد چشمها را بايد شست"
بايد از آدم دانا ترسيد!
بايد از قيمت دانش ناليد!
و به آنها فهماند كه من اينجا فهمم را فهميدم
من به گور پدر علم و هنر خنديدم!
كار ما نيست شناسايي مرد ييلي
كار ما نيست جواب غلطي تحميلي
كار ما شايد اينست كه مدرك در دست
فرم بيگاري هر شركت بي پيكر را پر كنيم.
واما...
دوران دانشجويي: سالهاي دور از خانه
ليست نمرات دانشجويي: ديدنيها
پاسخ مسئولين : شايد وقتي ديگر
واحد گرفتن : جدال بر سر هيچ
استاد راهنما :مرد نامرئي
درخواست دانشجويان : بگذار زندگي كنم
برخورد استادان : زن بابا
شب امتحان : امشب اشكي ميريزم
دانشجوي معترض : پسر شجاع
تصحيح ورقه امتحان : انتقام
آرزوي دانشجويان : زلزله بزرگ
قبله ام استاد است
جانمازم نمره...!
خوب ميفهمم سهم آينده من بيكاريست
من نميدانم كه چرا ميگويند مرد تاجر خوب است و مهندس بيكار
و چرا در وسط سفره ما مدرك نيست.!
"جور ديگر بايد ديد چشمها را بايد شست"
بايد از آدم دانا ترسيد!
بايد از قيمت دانش ناليد!
و به آنها فهماند كه من اينجا فهمم را فهميدم
من به گور پدر علم و هنر خنديدم!
كار ما نيست شناسايي مرد ييلي
كار ما نيست جواب غلطي تحميلي
كار ما شايد اينست كه مدرك در دست
فرم بيگاري هر شركت بي پيكر را پر كنيم.
واما...
دوران دانشجويي: سالهاي دور از خانه
ليست نمرات دانشجويي: ديدنيها
پاسخ مسئولين : شايد وقتي ديگر
واحد گرفتن : جدال بر سر هيچ
استاد راهنما :مرد نامرئي
درخواست دانشجويان : بگذار زندگي كنم
برخورد استادان : زن بابا
شب امتحان : امشب اشكي ميريزم
دانشجوي معترض : پسر شجاع
تصحيح ورقه امتحان : انتقام
آرزوي دانشجويان : زلزله بزرگ
بيست و پنج سال پيش از امروز، در يک روز تابستانی که موسم باروری، بالنده گی و زاينده گیست، در يکی از باغستان های طبيعت، که درختان آن از قامت های خميده ی انسان؛ نضج و مايه گرفته اند، ناخواسته و خلاف ميل پديده ی دست و پا شوری بسان دانه ی سيب؛ بريکی از شاخه سارهای تک درخت تنهايي، اعلام موجوديت مي کند که بزودی او را "حسين" مي نامند. زادروز حسين در تقويم مروج خورشيدی، سال 1362 حک و ثبت تاريخ خانواده گیش مي گردد.